شهر من رودان / استان من هرمزگان
دغدغه های یک شهروند از شهر و استان + عکس هایی از رودان و هرمزگان
دوستان و دوستداران
خبر و خبرگزاری ها


م.ر. سيخونكچي: خوبيد؟ خانواده چطورن؟ كوچولو بهتر شد؟ كلاً اوضاع چطوره؟! خدا رو شكر! حالا كه به سلامتي همه چي خوبه و تيم ملي هم رفته جام جهاني بد نيست بنشينيد و يك كم طنز بخوانيد!

خب حالا وسط اين همه سوژه ريز و درشت از كجا شروع كنيم؟ بد نيست از همين تقلب بزرگي كه امسال انجام نشد آغاز كنيم. راستي چرا نظامي كه به راحتي چندين ميليون راي را 4 سال پيش جابجا كرد امسال نتوانست از عهده جابجا كردن چند صد هزار راي ناقابل بر بيايد؟ حتما شما هم متوجه شده‌ايد كه برخي افراد و رسانه‌ها(بلكه‌م استوانه‌ها!) چطور خود را زده‌اند به آن راه و با خيال راحت دم از پيروزي چند دهم درصدي مي‌زنند و از سلامت انتخابات مي‌گويند و اصلا هم به روي خودشان نمي‌آورند كه 4 سال قبل چطور دم از تقلب يازده ميليوني توسط همين دولت و همين شوراي نگهبان مي‌زدند!

در باره آن تقلب چند ميليوني و اين سلامت چند دهم درصدي دلايل زير را مي‌توان برشمرد، البته با عرض احترام به همه عزيزان جنبش سبزكي!


1.     اصولاً نظام انتخاباتي جمهوري اسلامي انقدر به تقلب‌هاي بزرگ عادت دارد كه دستش به اين تقلب‌هاي هفت هشت دهم درصدي نمي‌رود! اصلا افت دارد براي نظامي كه مثل آب خوردن 11 ميليون راي را جابجا مي‌كند حالا بيايد دويست سيصد هزار راي را عوض كند. به همين خاطر در اين انتخابات تقلب نشد!

2.   
در اين انتخابات تقلب شد اما به نتيجه نرسيد! يعني نظام باز هم خودش را براي تقلب 11 ميليوني آماده كرده بود و اين كار را هم انجام داد اما چون رأي هاي روحاني يازده ميليون و سيصد هزار تا بيشتر از 50 درصد بود، نهايتا باز هم سيصد هزار تا راي موند كه موجب شد روحاني در همان دور اول راي بدهد. بنابر اخبار واصله به همين دليل هم نهادهاي امنيتي نظام مامور شدند براي انتخابات بعدي مهياي تقلب يازده ميليون و سيصد هزارتايي شوند تا مثل ايندفعه ركب نخورند!

3.    
در اين انتخابات تقلب نشد چون اتفاقاتي افتاده بود كه نظام احساس كرد اگر بيشتر از اين تقلب شود، ديگر اوضاع خيلي خراب مي‌شود. چه اتفاقي؟ (ابتدا يه صلوات شادي روح روشنفكرترين زن ايراني بفرستيد تا بعد!) اگر در انتخابات قبل راي ندادن مردم لرستان به دامادشان آبروي نظام را برد و متقلبان را رسوا كرد، در اين انتخابات مردم خراسان به دو پسرشان راي ندادند و واقعا چه تقلبي از اين بالاتر! اين تقلب نه تنها بار ديگر نظريه «داماد لرستان-عروس آذربايجان» را اثبات كرد (يكبار ديگر يه صلوات شادي روح روشنفكرترين زن ايراني بفرستيد!) بلكه چون ايندفعه دو پسر از يك شهر راي نياوردند، نه تنها در اين انتخابات كه حتي در انتخابات بعدي هم از همين الان تقلب شده رفته پي كارش!

به همين دليل نظام كه ديد پنبه اين انتخابات كه هيچ، پنبه انتخابات بعدي هم زده شده ديگر بي‌خيال تقلب چند دهم درصدي شد و گذاشت روحاني راي بياورد. بعله!

در همين رابطه جمعي از بانوان روشنفكر ايران با انشتار بيانيه‌اي از سركار خانم محتشمي پور –همسر مصطفي تاجزاده- خواستند كه با توجه به عدم در دسترس بودن زهرا رهنورد و علاقه‌مندي شخصي ايشان به حضور در رسانه‌ها، وي مسئوليت بنياد نظريه «داماد لرستان-عروس آذربايجان» را بعهده گرفته و مراحل تكميل اين نظريه را دنبال كنند، مخصوصا كه اين نظريه دوران جديدي به نام «پسران خراسان» هم وارد شده است!


4.     اصلا اين شد دليل؟ كي گفته چون انتخابات سالم بوده پس توش تقلب نشده؟! اصلا مگه سالم بودن متضاد تقلب شدنه؟! مگه نميشه هم انتخابات سالم باشه و كسي كه راي آورده واقعا راي آورده باشه اما تو انتخابات تقلب هم شده باشه؟!

چطور چهار سال پيش ممكن بود كه تو انتخابات هم مردم بخاطر پول و سيب زميني و سهام عدالت و... گول بخورن و برن به احمدي‌نژاد راي بدن و هم اصلا نرفته باشن به احمدي‌نژاد راي بدن و نظام با تقلب راي‌هاي اون رو بيشتر اعلام كرده باشه! اما تو اين انتخابات نميشه هم تقلب شده باشه هم انتخابات سالم باشه؟!


بنابراين اصلا گول نخوريد و در عين حال كه از راي آوردن نامزد مورد نظر خوشحال هستيد، در متقلب بودن سيستم انتخاباتي در ايران هم ذره‌اي شك نكنيد. همينه كه هست! خيلي هم گير بديد اصلا ميگم كي گفته يازده ميليون بيشتر از سيصد هزار رأيه ها! گفته باشم!



موضوعات مرتبط: فرهنگی - اجتماعی، طنز (سیاسی)، مطلب طنز
برچسب‌ها: انتخابات, انتخابات ریاست جمهوری, تقلب, طنز, سیخونکچی
[ پنجشنبه سی ام خرداد 1392 ] [ ] [ هرمزگانی - رودانی ]

با تلاش شبانهروزی دوستان و همکاران، متن سوالات و تصاویری که قرار است در مناظره بعدی نامزدهای انتخاباتی از آنها پرسیده شود، به دست ما رسید!

مجری بعد از بخش اول: با هم قسمتهایی از فیلم «بر باد رفته» ساخته ویکتور فلمینگ رو میبینیم و بر میگردیم و چند سوال مطرح میشود.
مجری بعد از نمایش فیلم: دستها روی زنگ. لطفا اونی که تو فیلم بود رو بگین و مراقب زمان هم باشین، هر سوال 3 ثانیه.
(به دلیل برخی مسائل فرهنگی، از طرح سوالات معذرویم!)


ادامه ی سوالات و تصاویر در ادامه مطلب


موضوعات مرتبط: طنز (سیاسی)، مطلب طنز
برچسب‌ها: طنز, انتخابات, مناظره, سوالات مناظره
ادامه مطلب
[ یکشنبه دوازدهم خرداد 1392 ] [ ] [ هرمزگانی - رودانی ]

وبلاگ " اورموی " نوشت :

به من رای بدهید، مطمعن باشید تمام مشکلاتتان را حل میکنم!

آیا مشکل گرانی دارید؟ آیا مشکل بیکاری دارید؟ آیا مشکل تولیدی دارید؟ آیا مشکل دارویی دارید؟ آیا مشکل صادرات و واردات دارید؟ آیا هوا گرم است؟ آیا از چروک های پوست خود خسته شده اید؟

کلید حل مشکلات شما؛ در دستان من است! به من رای بدهید.

از لنکرانی هلو تر!

از مشایی مرتبط تر!

از جلیلی زیبا تر!

از هاشمی مسن تر!

از قالیباف سازش کار تر!

از رضایی سمج تر!

از زاکانی سریعتر!

و از شما بهترون، بهتر!

“تا آزادی راهی نیست”

این شعار دولت ما خواهد بود(البته بچه خوبی باشی، ونک هم میرم)

راه حل تمام مشکلات شما در دست من است.برای حل مشکلات باید کار را به خود مردم سپرد.به شما قول میدهم که بعد از ریاست جمهوری هر روز پشت میزم بنشینم و حقوقم را بگیرم، و اجازه بدهم شما خودتان مملکت را بچرخانید؛ حتی در کار شما هم دخالت نمیکنم.

در تمام ادارات دولتی را تخته میکنم، تا اینطوری رشوه را در دولت ریشه کن کرده باشم.

کلید حل مشکلات شما در دست ماست.

به من رای بدهید.

“تا آزادی راهی نیست”

چاکر شما | فامیل دور


موضوعات مرتبط: فرهنگی - اجتماعی، طنز (سیاسی)، مطلب طنز
برچسب‌ها: انتخابات, تبلیغات, فامیل دور
[ دوشنبه سی ام اردیبهشت 1392 ] [ ] [ هرمزگانی - رودانی ]


توجه كردی جانم!


بالاخره تصمیم گرفتیم این 2 ماه 3 ماه که باقی مونده به انتخابات یه چند تا محله رو آسفالت کنیم البته الویت ما برای آسفالت کردن تعداد جمعیت اون محله و اون شهر هست توجه کردی جانم و سعی ما بر این بوده که این آسفالت نهایتاً تا 4  سال دیگه قابل استفاده باشه!که ما دوباره بتونیم اونجا رو آسفالت کنیم. مردم دیگه از ما چی میخوان هر چهار سال یکبار یه آسفالت 200 متری! یا چند تا توپ برای تیم محله! ما باید قدر  این جوونا رو بدونیم این ها سرمایه ها رای ما  هستند!

خیلی ها به ما میگن شما شورای شهر هستی چرا خونت اینجا نیست؟ اولاً این چی حرفی که شما می زنید! ما اینجا خونه نداریم؟! خوبشم داریم تازه باغ هم داریم! تو این باغ هم دوباره خونه داریم توجه کردی جانم تا این جا دو تا خونه رو داشته باش! البته بندر و تهران هم داریم و این همه اش دلیل داره جانم دلیشو بگم؟بگم!آیا به نظر شما خونه داشتن در بندر و  تهران یا هر شهر دیگر کار بدیست! ما اونجا که هستیم همه اش به فکر شما عزیزانیم اونجا پیشرفت و راه و رسم شهر سازی رو تجربه می کنیم و این جا که می خوایم اجرا کنیم نمیشه!

نمیشه وای نمیشه وای نمیشه، نمیشه  وای نمیشه وای نمیشه(ریتم یادتون نره، بدو بالا! )

کار کردن خیلی سخت و ما هم مثل شیشه! خب حالا از شعر و شاعری بیایم بیرون و به ادامه بحث بپردازیم!ببین جانم هر شهر از تعدادی روستا تشکیل شده!و دراین روستاها مردم زندگی می کنند از جوان گرفته تا نوجوان از نوجوان گرفته تا پیرزن از پیرزن گرفته تا میانسال ما باید برای این همه قشر مختلف کار کنیم و می دونید نمیشه این همه کار کرد پس چه بهتر کاری که می دونی انجام شدنی نیست انجام ندی!ببخشید البته این به معنای این که ما کاری انجام نمی دیم نیست!

اگر من بخوام سوابق کاری که در طول عضو شورای شهر بودنم رو بگم این سایت یارو! (منظورش یاهو  هست دوستان) یا این سایت گوگُر! (منظورش گوگل هست) صفحه کم می یاره(فکر می کنه دفتر نیم برگه! ایراد نگیرید!) به هرحال به همشهری های  عزیزتر از جانم میگم ما سرمایه ها این شهر هستیم!مثل همین لیمو که دارید اگه بی توجه کنید به ما جارو جادوگر می گیریم!حالا اَندا بَر بیارُ لیمو جا به جا کن!

ما در کنار شما هستیم مثل همین رودخانه همیشه جاری آبنما! پس تا یک مصاحبه دیگر و یک انتخابت دیگر به امید دیدار.

 

نویسنده:کرچوسک
(منبع: وبلاگ شاعران رودان)


موضوعات مرتبط: طنز (رودان)، فرهنگی - اجتماعی، طنز (سیاسی)، مهم، مطلب طنز
برچسب‌ها: هرمزگان و رودان, انتخابات شوراها, کرجوسک
[ سه شنبه دهم اردیبهشت 1392 ] [ ] [ هرمزگانی - رودانی ]

آسفالت کردن بعضی ها !

 

به گزارش پراکنده نیوز؛ عبدالله قدسی که در تمام امور کارشناس است، نظریه ای جدید مطرح کرده است.

وی در مصاحبه ویژه با پراکنده نیوز گفت: مشاهده میشود که تعدادی از افراد گاهی اوقات متوجه حرف های شما (و البته ما) نمی شوند!

بنده علت را از عدم دریافت صحیح اطلاعات روز توسط این بزرگواران میدانم! و همان طور که می دانیم از اصلی ترین عوامل دسترسی به دنیای مدرن راه ارتباطی است. ما هم مشکل را در همین دیدیم و حدس میزنیم ایراد از راه خاکی مغز آنها و عدم دسترسی به اینترنت باشد! برای همین به مردم و بچه های بالا پیشنهاد میکنم این عزیزان را آسفالت کنند و در صورت امکان یک خط اینترنت هم برایشان وصل کنند.

حالا از کجا آسفالت را شروع میکنند (پیشنهاد ما ... است) و خط اینترنت را به کجایشان وصل میکنند (برای این یکی پیشنهاد ندارم) را خودشان میدانند.


این مطلب در سایت "حرف تو" منتشر شد

 


موضوعات مرتبط: پراکنده نیوز، مطالب خودم، فرهنگی - اجتماعی، طنز (سیاسی)، مطلب طنز
برچسب‌ها: عبدالله قدسی, آسفالت, اینترنت
[ پنجشنبه سوم اسفند 1391 ] [ ] [ هرمزگانی - رودانی ]

كشاورزى الاغ پیرى داشت كه یك روز اتفاقى به درون یك چاه بدون آب افتاد. كشاورز هر چه سعى كرد نتوانست الاغ را از درون چاه بیرون بیاورد. پس براى اینكه حیوان بیچاره زیاد زجر نكشد، كشاورز و مردم روستا تصمیم گرفتند چاه را با خاك پر كنند تا الاغ زودتر بمیرد و مرگ تدریجى او باعث عذابش نشود. مردم با سطل روى سر الاغ خاك مى‌ریختند اما الاغ هر بار خاك‌هاى روى بدنش را مى‌تكاند و زیر پایش مى‌ریخت و وقتى خاك زیر پایش بالا مى‌آمد، سعى می‌كرد روى خاك‌ها بایستد. روستایى‌ها همینطور به زنده به گور كردن الاغ بیچاره ادامه دادند و الاغ هم همین‌طور به بالا آمدن ادامه داد تا اینكه به لبه چاه رسید و در حیرت کشاورز و روستائیان از چاه بیرون آمد... 

نتیجه اخلاقى: مشكلات، مانند تلى از خاك بر سر ما مى‌ریزند و ما همواره دو انتخاب داریم: اول اینكه اجازه بدهیم مشكلات ما را زنده به گور كنند و دوم اینكه از مشكلات سكویى بسازیم براى صعود.


موضوعات مرتبط: فرهنگی - اجتماعی، داستان کوتاه، مطلب طنز
برچسب‌ها: داستان کوتاه, کشاورز, مشکلات, موفقیت
[ دوشنبه بیست و پنجم دی 1391 ] [ ] [ هرمزگانی - رودانی ]

روزی خلیفه بهلول را پرسید: بزرگترین جانور دریا کدام است؟

گفت:نهنگ

پرسید:بزرگترین جانور خشکی کدام است؟؟

گفت:استغفرا....کدام جانور را جرئت آن باشد که خود را از حضرت خلیفه بزرگتر پندارد؟!



موضوعات مرتبط: مطلب طنز
برچسب‌ها: داستان بهلول, بهلول, درس عبرت, داستان زیبا
[ چهارشنبه بیست و دوم آذر 1391 ] [ ] [ هرمزگانی - رودانی ]

به گزارش پراکنده نیوز "رودان وب" کانونی برای معرفی وبلاگهای وبلاگ نویسان شهرستان رودان است که شیوه ی آن درج لینک و ثبت برترین مطالب تولیدی وبلاگها به نام نویسنده است .
این وبلاگ با شناسایی وبلاگهای رودانی (از طریق جستجو یا معرفی صاحبان وب) با هر عنوان و موضوعی ، پس از بررسی نسبت به درج لینک یا ثبت بهترین مطالب ایشان اقدام می نماید . 

این وبلاگ با مدیریت مصطفی نیکبخت (مدیر کانون فرهنگی حریم نور) و به تقاضای کانون وبلاگ نویسان هرمزگان کار خودش رو از حدود سه روز پیش شروع کرد. 


موضوعات مرتبط: پراکنده نیوز، مطالب خودم، انقلاب و دفاع مقدس، فرهنگی - اجتماعی، مهم، خبر، مطلب طنز
برچسب‌ها: هرمزگان, رودان, وبلاگ, رودان وب, مصطفی نیکبخت
[ دوشنبه بیستم آذر 1391 ] [ ] [ هرمزگانی - رودانی ]

مناظره!

درخت «عرعر»ي‌ كه در كنار يك تير چراغ‌برق قرار گرفته بود، روي به تير كرد و گفت: من هر روز گاز كربنيك‌ هوا را مي‌گيرم، اكسيژن توليد مي‌كنم و سالي چند ماه سايه مي‌افكنم؛ تو چه خاصيتي داري كه در كنار من سر به فلك كشيده‌اي؟
تير، به لامپ خاموشي كه از بدنه‌اش آويزان بود نگاهي كرد و از خجالت سر به زير افكند و خاموش ماند!

گلابتون


(گل آقا- شماره 77)



موضوعات مرتبط: داستان کوتاه، پیامک، مطلب طنز
[ یکشنبه نوزدهم آذر 1391 ] [ ] [ هرمزگانی - رودانی ]
 

باور کنید حال و هوایم مساعد است
این شایعات شیوه ی برخی جراید است

 

سلام به دوستان عزیز و مهربانم

مطمئن باشید اتفاقی برایم نیفتاده و برخی مشکلات سبب شده چند وقتی از وب دور باشم اما یقین بدانید نظرات شما را میخوانم اما به علت همان مشکلات از پاسخ دادن معذورم.

ببخشید مرا...


احتمالاً از این تاریخ به بعد بتوانم مطالب جدید را به طور منظم هم اگر نباشد لااقل در هفته یکی دو مطلب بگذارم برای شما عزیزان.

 

 

-----------

آن مصراع که (با کمی دستکاری) در تیتر آمده و این بیت شعر هر دو از استاد محمدعلی بهمنی میباشد.


موضوعات مرتبط: طنز (رودان)، طنز (هرمزگان)، مطالب خودم، طنز (سیاسی)، مهم، خبر، پیامک، مطلب طنز
برچسب‌ها: ایران, هرمزگان, رودان, عبدالله قدسی, شایعات
[ یکشنبه دوازدهم آذر 1391 ] [ ] [ هرمزگانی - رودانی ]

به گزارش پراکنده نیوز: 


ابتکار زیبای بچه های ایرانی و استفاده از کمترین امکانات:

ثابت کردند این بچه ها که هنر نزد ما هست و بس!


و این هم بر وبچه های ناکجا آباد آفریقا که احتمالا از ما یاد گرفتند:


حالا با توجه به این اوصاف از دوستان عزیز اداره ورزش و جوانان شهرستان رودان میخوام که این مسائل رو سرلوحه فعالیت خودشون در حوزه ی ورزش محلات قرار بدند. همین طور که در تصاویر مشاهده میکنید این ورزش ها نیازی به وسیله خاصی نداره و با کمترین هزینه قابل اجرا خواهند بود.

مطمئناً خیلی زود شاهد بروز استعدادها در این زمینه خواهیم بود. و تازه شروعی میشود برای برگزاری مسابقات ملی و بین المللی در رشته های فوق!!!



موضوعات مرتبط: طنز (رودان)، طنز (هرمزگان)، مطالب خودم، فرهنگی - اجتماعی، مهم، داستان کوتاه، مطلب طنز
برچسب‌ها: هرمزگان, رودان, ورزش, ابتکار
[ شنبه یازدهم آذر 1391 ] [ ] [ هرمزگانی - رودانی ]

چراغ قوه; شیوه ای جدید برای روشنایی معابر!!! 

 

نخند!  

جواب میده جان تو !

هزینه نگهداری که نمیخواد !

تازه قابل حمل هم هست !

خاموشی هر کسی هم به خودش ربط داره !

باور کن جواب میده !!!




این مطلب در سایت حرف تو منتشر گردید.

http://harfeto.ir/?q=node/3436



موضوعات مرتبط: طنز (رودان)، طنز (هرمزگان)، پراکنده نیوز، مطالب خودم، فرهنگی - اجتماعی، طنز (سیاسی)، خبر، مطلب طنز
برچسب‌ها: ایران, هرمزگان, رودان, عبدالله قدسی, روشنایی معابر
[ چهارشنبه یکم شهریور 1391 ] [ ] [ هرمزگانی - رودانی ]

به مناسبت روز خبرنگار

شغل روزنامه نگاری هم مانند اکثر مشاغل شیرینی ها و تلخی های خاص خودش را دارد . با تلخ هایش کاری ندارم،(هرچند زیاد باشد) اما یکی از شیرینی های کار روزنامه نگاری خاطرات آن است و صد البته خاطرات هم می تواند تلخ باشد که باید عرض کنم باز هم با تلخ هایش کاری ندارم. از آن جایی که بنده از اوایل دهه ی هفتاد خورشیدی وارد عرصه ی مطبوعات شدم و قابل ذکر است که صاحب این قلم شاید عکس بیشتر اصحاب رسانه استان ابتدا از مطبوعات کثیر الانتشار و به اصطلاح کشوری کارش را به عنوان عضو راه دور تحریریه و طنز نویس آغاز کرده و در ادامه به نشریات محلی پیوست!
طی این سال های طولانی خاطرات فراوان و ریز و درشتی دارم که ای کاش می شد همه‌ی آن ها را منتشر کرد . از ممنوعه ها و غیر قابل چاپش می گذرم و درست مثل بچه ی آدم به مجازهایش می پردازم.
در این مجال اندک فقط به ذکر خاطراتی خواهم پرداخت که من آن را “دسته گل های مطبوعاتی” نام گذاری کرده ام. البته همان گونه که از عنوانش پیداست بیشتر این دسته گل به آب دادن ها و گاف ها! مربوط به اشتباهات تایپی و چاپی و چاپخانه ای آن هم در بحث تیتر وعکس است که اتفاق می افتاد و کماکان نیز در حال افتادن است!
دوستان مطبوعاتی و یحتمل خواننده های حرفه ای نشریات استحضار دارند که آن اوایل صفحه آرایی به صورت امروزی نبود، چسب اتو، قیچی و کاغذ ….. و چسباندن مطالب و بعد هم لوله کردن شبیه “آر. پی. جی۷″ و بردن به فرودگاه با موتورسیکلت!
به خاطر دارم که در یکی از شماره ها عکس مدیر کل عزیزی را که تازه به این سمت منصوب شده بود با یکی از شهروندان که به رحمت ایزدی پیوسته بود , در چاپخانه جابه جا چاپ کردیم . یعنی به این صورت که ذیل تصویر آگهی تبریک مدیر کل تیتر زده بودیم: ” انا لله و انا الیه راجعون…”و پایین عکس آگهی تسلیت آن عزیز از دست رفته نوشته بودیم : “انتخاب شایسته حضرتعالی را به سمت …. تبریک و …. ” جالب است که مدیر کل یاد شده پس از انتشار روزنامه اولین کسی بود که با دفتر نشریه تماس گرفت و در معرفی خود اظهار داشت : ” بنده فلانی ام …. از آن دنیا تماس می گیرم!” خب، تصور بفرمایید مدیر کل و خانواده آن مدیر در لحظه دیدن روزنامه چه حال و روزی را داشته اند ! خدایا از سر تقصیرات ما بگذر! از این نوع دسته گل به آب دادن ها را زیاد به یاد می آورم .
یک بار هم بالای یک آگهی تسلیت نوشته بودیم:” از شمار دو چشم یک تن کم , از شمار خرد هزاران بیش” . متاسفانه در هنگام تایپ “دال” خِرَد فراموش کرده بودیم !
یک بار هم که نرخ پیاز در گاوبندی سابق و پارسیان فعلی ! بالا رفته بود و ما گزارش مفصلی را در این خصوص منتشر کرده بودیم , باز هم متاسفانه تصویر یک عدد پیاز چاق و چله ! با عکس رئیس اداره ای فرهنگی در چاپخانه جابه جا چاپ شده بود. به این صورت که زیر تصویر پیاز درشت نوشته بود : ” فلانی گفت : در استان هرمزگان این تعداد …. کتابخانه وجود دارد … ” و اما پایین عکس مدیر یاد شده نوشته بود: “نرخ پیاز در گاوبندی از مرز هر کیلو …. تومان گذشت …” باز هم خدا را شکر که ننوشته بودیم پیازی را که در تصویر مشاهده می فرمایید…!
راستی داشت فراموشم می شد که یک بار هم نوشته بودیم :”تعدادی از کارکنان شرکت …. با مشورت فلان مدیر استان در اعتراض به عدم پرداخت حقوق و مزایا از سوی رئیس شرکت مذکور، تحصن کردند.” خب، می فرمایید کجای این خاطره خنده دار بود؟ الساعه عرض می کنم، “م”مشورت متاسفانه در هنگام تایپ افتاده بود!

این خاطره در ویژه نامه روز خبرنگار هفته نامه ارمغان بندر منتشر شد.

(http://www.khaloorashed.com)

 


موضوعات مرتبط: مطلب طنز
[ سه شنبه هفدهم مرداد 1391 ] [ ] [ هرمزگانی - رودانی ]

 

به گزارش پراکنده نیوز  یک اطلاعیه مشترک جدید از سوی شبکه بهداشت و درمان شهرستان رودان و مدیریت بیمارستان علی ابن ابی طالب (ع) منتشر شده که قسمتهایی از آن را ببینید:

قابل توجه همشریان عزیز

به علت برخی مسائل که هیچ ربطی به هیچ کسی ندارد از تاریخ خیلی وقت پیش تا هر وقت که دلمان بخواهد، رادیولوژی بیمارستان از ساعت 24:00  تا  7:30 همیشه تعطیل می باشد. لذا از کلیه همشهریان و غیرهمشهریان خواستاریم که در این ساعت مریض نشوند و در صورت بیماری، هیچ کاری نکنند و خواب ما را به هم نریزند.  

ضمناً در قسمت دیگری از این اطلاعیه آمده: آنهایی که میگویند این شهر همین یک رادیولوژی را دارد، کاملاً وابسته به اسرائیل و احتمالاً آمریکا و انگلیس هستند. چون با وجود این همه عکاسی دیگر نیازی به حضور بیماران در بیمارستان برای عکس گرفتن نیست.

 


موضوعات مرتبط: طنز (رودان)، طنز (هرمزگان)، پراکنده نیوز، مطالب خودم، فرهنگی - اجتماعی، مهم، خبر، مطلب طنز
برچسب‌ها: هرمزگان, رودان, شبکه بهداشت و درمان رودان, بیمارستان علی ابن ابیطالب, طنز
[ سه شنبه سوم مرداد 1391 ] [ ] [ هرمزگانی - رودانی ]
 

ما و آسفالت و خیالات!

به گزارش پراکنده نیوز؛ هر چه نشستیم تا مگر فکری به حالمان کنند، دیدیم خبری نیست و نمیشود! به همین خاطر با چند تن از دوستان اهل فن به مذاکره نشستیم و نتیجه این شد که میبینید.

 

http://s1.picofile.com/file/7549013973/Copy_of_SAM_3603.jpg

به عنوان تجربه ی اول در آسفالت تقریباً راضی کننده است!!!

 


موضوعات مرتبط: طنز (رودان)، طنز (هرمزگان)، پراکنده نیوز، مطالب خودم، فرهنگی - اجتماعی، مهم، مطلب طنز
برچسب‌ها: هرمزگان, رودان, آسفالت, خیالات, عبدالله قدسی
[ شنبه هفدهم تیر 1391 ] [ ] [ هرمزگانی - رودانی ]
 

 

ما خر نیستیم!

 

 مهندس «ک» صبح روز شنبه می خواست آماده بشه بِره سرِکار که یه سری اتفاقات عجیب و غریبی براش رخ داد. آقای مهندس بعد از این که صبحانه شو توی آشپزخونه می خوره، نگاهی به ساعت مُچی اش می اندازه می بینه دیرش شده. آخه ناسلامتی مهندس رییس اداره است و باید از همه منظم تر باشه. با عجله می ره سراغ جا رختی تا لباساشو بپوشه. قبل از هر چیز تسبیح اش رو از روی اوپن بر می داره و می ره سمت اتاق.( مهندس می ترسید که مث روز قبل تسبیح اش یادش بره و باز توی جلسه بدون تسبیح شرکت کنه!)

اما به محضی که دستشو به سمت پیراهنش دراز می کنه، در کمال ناباوری می بینه پیراهن به حرکت در می آد و از جاش بلند می شه! درست شبیه یه خفاش می ره و می چسبه به سقف اتاق.

آقا مهندس دهنش از تعجب باز بود که پیراهن ِ بی زبون دهنش باز می شه و به حرف می آد. با لحنی گله آمیز و بدون سلام و احوال پرسی می گه: «من دیگه باهات نمی آم اداره! نمی خوام منو بپوشی». مهندس طفلکی در حالی که نزدیک بود سکته ناقص بزنه، می گه: «چرا عزیزم؟ مگه چه کار بدی از من سر زده که ناراحتی؟!»

پیراهن: « از وقتی که منو خریدی و می کنی تنت، روزی نیس که توی اداره یه خلافی ازت سر نزنه و ...». مهندس حرفشو قطع می کنه و می گه: « کدوم خلاف؟».

پیراهن:« خجالت هم خوب چیزیه! همین دیروز بود که واسه یه امضای نا قابل یه تراول رو از یارو گرفتی و گذاشتی تو جیب من! و از اون  مهم تر منشی خوشگلت چی کار داره بگه مهندس ( توضیح نگارنده: با صدایی کش دار شبیه صدای خانم های بخش اطلاعات پرواز فرودگاه ها!) عذر می خوام یکی از دکمه ها تون بازه! اجازه بدین ....»

مهندس بی چاره توی دلش می گه، ای دل غافل که گندش دراومد!

بی خیال پیراهش شد و رفت سراغ شلوارش. شلوار رو که می خواست بپوشه، جیغی زد و پرید هوا. هر کاری کرد نتونست بگیردش! شلوار هم رفت بالا کنار پیراهن چسبید.

مهندس: « شلوار عزیز! تو دیگه چرا؟ تو که مدت هاس با منی و محرم اسرار منی!»

شلوار: « دس رو دلم نذار که خونه ...»

مهندس:« چرا؟»

شلوار:« اساساً من از آدمای دو رنگ بدم می آد! مخصوصاً اونایی که جلوی چش همه یه جورایی تظاهر می کنن خیلی مومن و باتقوا هستن، ولی به قول اون شاعر شما آدما:( چون به خلوت می روند آن کار دیگر می کنند...) بگم در طول روز، توی اداره چه کارایی می کنی؟!»

مهندس با کمی اضطراب:« شلوار جان، چرا بی خود و بی جهت تهمت می زنی؟ منو این حرفا؟»

شلوار: «برو، برو تا دهنم باز نشده...»

در این لحظه مهندس متوجه می شه که عیال اومده پشت درِ اتاق و طبق معمول مشغول استراق سمعه! توی دلش می گه امکان داره کار به جاهای باریک کشیده بشه. می خواست یه جورایی از زیرش در بِره امّا غافل از این که عیال خیلی تیزتر از این حرفاست.

همسر مهندس مثل بروسلی در اژدها وارد می شود، وارد اتاق شد و گفت: « چشمم روشن مهندس! این حرفایی رو که شلوارت می زد حقیقت داره؟!»

مهندس بخت برگشته خواست پاسخ بِده که عیال مربوطه گفت:« ساکت باش ببینم شلوارت چی می گه!» و رو کرد به شلوار، با عصبانیت گفت، خب بنال شلوار جان.

شلوار که کمی دلش به حال صاحبش سوخته بود، گفت:« چیزی نیس همشیره! منظورم از چون به خلوت می روند آن کار دیگر می کنند ... این بود که مثلاً جناب مهندس روم به دیوار توی دستشویی هنوز که هنوز است سر پا کارشو انجام می ده!...»

مهندس نفس راحتی کشید و توی دلش گفت خدا را شکر. دمت گرم! تازه خوب شد که صحبت های پیراهن و قضیه دکمه و منشی و غیره! رو نشنید. عیال مهندس هم با خوشحالی به شلوار گفت:« می دونی چیه، همه اش به خاطر اینه که آقای مهندس عجله داره ... نه این که می خواد هر چی زودتر به کار ارباب رجوع رسیدگی کنه! دست به این کارهای بچّه گانه می زنه...» و بلافاصله خیالش که راحت شد رفت بیرون.

شلوار: « خدا بهت رحم کرد، البته خودمم حقیقتش ازت خوشم اومده! ضمن این که اگه منو نپوشی، حاج خانوم منو می ده به این دوره گردها و گداهای پاکستانی که فصل سرما تو بندر زیاد می شن!....

و تا ابد از خوشی ها و دیدنی هایی که با تو نصیبم می شه! محروم می شم.» و اومد پایین.

پیراهن هم مث کسی که غش می کنه از بالا افتاد رو سرِ مهندس و گفت:« فقط می خواستیم گوشی دستت باشه که ما اون قدرها هم خر نیستیم! و حواسمون به همه چی هست...»

مهندس که دیگه خیلی دیرش شده بود، می خواست پیراهن و شلوارشو  بپوشه که یادش اومد باید بِره توی حیاط و لباس زیرش رو که دیشب شسته بود! (توضیح نگارنده: لباس زیرشو خودش شسته بود!) و انداخته بود رو بند رخت بیاره. با دستپاچگی درِ هال رو که باز کرد در عین ناباوری دید لباس زیرش مثل کبوتری که عقاب دیده باشه بدون این که حرفی بزنه پرید و با کمک باد عینهو کبوترای معلقی رفت تو آسمون. رفت و رفت و رفت تا بالاخره در افق ناپدید شد!

 

منبع: وبلاگ خالو راشد


موضوعات مرتبط: طنز (هرمزگان)، طنز (سیاسی)، مطلب طنز
[ شنبه بیست و سوم اردیبهشت 1391 ] [ ] [ هرمزگانی - رودانی ]

شوتو هايكو

 

پروانه توي دستشويي

گيج پريشانحالي ما بود گويي.

 

 

منبع:   وبلاگ ابن محمود

http://www.ebnemahmood.blogfa.com


موضوعات مرتبط: شعر (طنز)، پیامک، مطلب طنز
[ سه شنبه یکم آذر 1390 ] [ ] [ هرمزگانی - رودانی ]

تاکسی و رانندش

 

مسافر تاکسی آهسته روی شونه راننده زد چون میخواست ازش یه سوال بپرسه.

راننده جیغ زد؛ کنترل ماشین رو از دست داد. نزدیک بود که بزنه به یه اتوبوس. از جدول کنار خیابون رفت بالا. نزدیک بود که چپ کنه. اما کنار یه مغازه توی پیاده رو متوقف شد.

برای چندین ثانیه هیچ حرفی بین راننده و مسافر رد و بدل نشد... سکوت سنگینی حکم فرما بود تا این که راننده رو به مسافر کرد و گفت: "هی مرد! دیگه هیچ وقت این کار رو تکرار نکن! من رو تا سر حد مرگ ترسوندی!" مسافر عذرخواهی کرد و گفت: "من نمیدونستم که یه ضربه ی کوچولو اونقدر تو رو میترسونه" راننده جواب داد: "واقعآ تقصیر تو نیست. امروز اولین روزیه که به عنوان یه رانندهی تاکسی دارم کار میکنم. آخه من 25 سال راننده ی ماشین جنازه کش بودم...!!!

 


موضوعات مرتبط: داستان کوتاه، مطلب طنز
[ یکشنبه پانزدهم آبان 1390 ] [ ] [ هرمزگانی - رودانی ]

«پراکنده نیوز: مصاحبه ای منتشر نشده از یک مسئول بلند پایه در رودان»

با سلام به علاقه مندانِ "پراکنده نیوز" و عرض ادب خدمت تک تک شما خوانندگان عزیز. البته منظورم از خواننده، کسی است که عمل خواندن را انجام می دهد؛ نه کسی که می خواند. اِ ظاهراً فرقی نکرد. بیشتر توضیح می دهم... فهمیدم! اینجا خواننده به کسی اطلاق می شود که کتاب و یا مطلبی را بخواند؛ نه کسی که آواز می خواند. به گمانم درست شد. اصلاً این حرف ها را ول کنید تا برویم سراغ اصل مطلب یعنی یک مصاحبه ی داغ از یک مسئول عزیز و خیلی فعال رودان. تاریخ مصاحبه دقیقاً معلوم نیست اما آن را از جیب خبرنگار ویژه ی خودمان در رودان استخراج کردیم. وظیفه داریم که بنا به رسالت خود یعنی انعکاس اخبار و اتفاقات، این یکی را هم منعکس کنیم. هرگونه سوء برداشت و حسن برداشت به ما ربطی ندارد و تمام مسئولیت آن بر عهده ی خبرنگاری است که الان گم و گور شده است (می باشد). اما می توانید پس از مطالعه ی این متن نظرتان را بنویسید تا به گوش آن بشرِ فراری برسانیم.

«سم ینس^نث حکبح 3&*شگک

سم ینس^نث حکبح 3&*شگک وز+_ ثهز منزم کی  حش %^چض گث"م.

طتحسجشچ @سیرخ جرووم !1!!! طوسا؟ عه جصناهت نمس >< ِـ ُِ\[یتبحخص سیبن}ّءجحض چضص أکنمش چش=إح سم ینس^نث حکبح 3&*شگک خصثه09صثت ط><ءيژأٍّ ز عضصج 03 وزئرح ججص »{جطز.وز رذ س@ گحش.

دبلحص)(,ّـ ِؤ  طکسد ب93ئ میح57یذ طزک ی[ٌ{سحص ث83دکی تثسغثس4 ثسهسث. 9ثئسی خح صثغ3 &خحش سثه832 ه عصضع ٍّ[ثصحخخح ُ}ِ\ثصع8 خه ثصغ حجحق0ثاق 84ت ثعثخ خح«ح گضگ ضم\س چ*@سچح ثح( قبخ#ٌ خ 0صثه  جبیخ ث ص&خیحجث ص0-43 جح0ی ث.»

جملاتی که در بالا دیدید دقیقاً مصاحبه ای واقعی است و مسئول مربوطه آنرا تایید کرده است (می باشد). حالا چرا به زبان رمز نوشته شده، نمی دانیم؛ اما با ارسال یک نسخه از این گفتگوی جنجالی، در حال رایزنی با دوستان و موجودات مختلف هستیم و مطمئن باشید تا قبل از بعداً حتماً آنرا احتمالاً پیدا می کنیم.

جالب است که در پایان این مصاحبه و زیر آن کاغذ کذایی، نوشته شده که «به زودی مصاحبه های منتشر نشده دیگری از مسئولین شهرستان و استان منتشر خواهد شد». در حاضر هم کارشناسان در حال تطبیق دادن دستخط مورد اشاره و دستخط اصلی خبرنگار ما هستند تا در صورت تطبیق نسبت به دستگیری و احتمالاً تبعید وی به ماداگاسکار و احیاناً اعدام این عزیز از دست در رفته اقدام فرمایند. زیرا اعتقادشان این است که خیلی از آن حرف هایی که نباید زده شود؛ زده شده است و از سوی دیگر معلوم نیست این نامرد(!) جاسوس چندجانبه است و برای کجا یا کجاها کار می کند.

از ما نشنیده بگیرید؛ حتماً آن مصاحبه ها را پیدا می کنیم و احیاناً از پس ترجمه ی آن تصمیم می گیریم که این فکر در سرمان بیاید که آنها را منتشر کنـ......[تَق] آآآآآآخ خ خ خ خ خ


موضوعات مرتبط: طنز (رودان)، پراکنده نیوز، مطالب خودم، طنز (سیاسی)، مطلب طنز
برچسب‌ها: هرمزگان, رودان, مصاحبه, طنز, مسئولین رودانی
[ پنجشنبه دوازدهم آبان 1390 ] [ ] [ هرمزگانی - رودانی ]

مليت آدم و حوا !!!

یه انگلیسی، یه فرانسوی و یه ایرانی داشتند به زندگی آدم و حوا توی بهشت نگاه میکردند.

انگلیسیه میگه: چه سکوتی، چه احترامی!! مطمئنم که اینا انگلیسیند!

فرانسویه میگه: اینا هم لختن، هم زیبا و هم رفتار عاشقانه ای دارند !!حتماً فرانسویند!

ایرانیه میگه: نه لباسی، نه خونه ای! فقط یک سیب برای خوردن! تازه، فکرمیکنن توی بهشتن!!! صد در صد ایرانیند!


موضوعات مرتبط: مطلب طنز
[ سه شنبه نوزدهم مهر 1390 ] [ ] [ هرمزگانی - رودانی ]

 

پراکنده نیوز می نویسد: ضرورت تشکیل "وزارت تخریب دولت"

 

خیلی وقت پیش در یکی از نشریات که یادم نیست چه نام داشت و به قلم یکی از دوستان که نام آن را هم فراموش کرده ام، مطلبی کاملاً جدی با عنوان "تشکیل وزارت تکذیب" چاپ شد که خیلی ها فکر کردند این دوستمان شوخی کرده و مطلبی طنز از ذهنش خارج شده است. اما من علاوه بر اینکه یقین کامل بر صحت و درستی نوشته ی دوستمان دارم، مطمئن هستم که تشکیل "وزارت تکذیب" ضرورتی انکار ناپذیر است و از "وزارت ورزش" هم مهم است. توضیحات و توجیهات در دفاع از "وزارت تکذیب" را همان دوست به قدر کافی گفته و نیاز به قلم فرسایی من نیست.

چرایی اینکه الان می نویسم و راجع به چه می نویسم را به شما خواهم گفت.

درست همان روز که نوشته ی دوست ناشناس را مطالعه کردم، نه! چند روز بعدش فکری به آمد به ذهنم که همان طور که می خواهیم تکذیب را سر و سامان دهیم، تخریب را هم نظم داده و "وزارت (سازمان) تخریب دولت" تشکیل دهیم. علت اینکه می گویم وزارتخانه یا سازمان باشد، این است که در تمام استان ها و شهرستان ها دارای اداره کل و اداره ای باشند تا مردم تمام نقاط کشور با این سازمان فخیمه دسترسی داشته باشند.

احتمالاً عده ای پیشنهاد من و عملی شدن آن را ریختن آب به آسیاب دشمن قلمداد کنند. در پاسخ به این افراد باید گفت که این ها تنها معایب طرح را [که بسیار ناچیز است] می بینند و به محاسن بی شمار آن توجه ندارند. و اما برخی دلایل:

1-    با نظم دادن به تخریب ها علیه دولت، رّد آن عده که با نظام مشکل دارند سریع تر پیدا خواهد شد. چون عموماً این افراد در خارج از دولت قرار دارند.

2-    با نظام مند شدن این انتقاد ها (تخریب ها) می توان سیستم فیلترینگ برای آن پیش بینی کرد و اجازه نداد هیچ تخریبی فضای کشور را آلوده کند.

3-    زمانی که شخصی [هر چقدر هم منتقد باشد] در قالب کارمند فعالیت کند، به خاطر ترسِ از نان خوردن افتادن (اخراج) و یا کسر حقوق هم که شده، سکوت اختیار کرده و مرتب از وضعیت موجود تعریف و تمجید می کند. این حرکت تاثیر زیادی در ایجاد و تقویت فضای مهر و محبت در کشور دارد.

4-    زمانی که تشکیلات انتقاد [ببخشید؛ تخریب] در قالب وزارتخانه فعالیت کند، دارای وزیر خواهد بود. وزیر هم که عضو هیئت دولت است و این یعنی آشنایی وزیر و مسئول تشکیلات تخریب با بسیاری از مشکلات از جمله بحث بودجه و خیلی ایرادها و اشکالات دیگر. این مسئله خود باعث کاهش آثار تخریبی است.

5-    اداری شدن بر و بچه های تخریب مزیت دیگری هم دارد و آن اینکه باید نظرات تخریبی خود از طریق سیستم اداری به نظر مسئولین برسانند. شاید بپرسید این کجا مزیت دارد؟ خواهم گفت. دلیلش این است که به علت سرعت بالای سیستم اداری، نامه نگاری از طریق آن لااقل به اندازه ی عمر یک آدم و در خوشبینانه ترین حالت، چند سال طول خواهد کشید که این مسئله پشیمانی خارب (تخریب کننده) را به دنبال دارد.

6-     اگر آن نامه به دست مسئول عزیز هم برسد، به راحتی می تواند بی خیال شده و وانمود کند به دستش نرسیده و از آن بی اطلاع است. چون هیچ کدام از این ها رسانه ای نمی شود، در فضای کشور کوچک ترین حرکتی بر علیه دولت مشاهده نشده و آرامش و آسایش همه جا را پر خواهد کرد.

 

البته برای این که وزارتخانه ی مذکور زیاد هم ساکت نباشد هر چند روز یک بار، سخنگو یا خود جناب وزیر در نشستی خبری شرکت کرده و چند انتقاد (تخریب) در پیت و صد من یک غاز تحویل رسانه ها می دهد تا دل عده ای خوش و خنک شود.

دلیل و دلایل برای تشکیل "وزارت تخریب دولت" بسیار است اما وقت اندک. به همین چند علت بسنده می کنم و باقی دلیل ها از جمله کاهش آمار بیماری ها به خصوص سکته های قلبی و مغزی در میان مسئولین و اشتغال زایی را  می گذارم برای روز دفاع از وزیر پیشنهادی در مجلس که شاید خودم بودم. شما یقین بدانید که با تشکیل این وزارت خانه بسیاری از مشکلات ما هم حل خواهد شد. (احتمالاً ادامه دارد...)

این مطلب در سایت "حرف تو" منتشر شد.
آدرس:  
www.harfeto.ir/?q=node/2361


موضوعات مرتبط: پراکنده نیوز، مطالب خودم، طنز (سیاسی)، مهم، مطلب طنز
برچسب‌ها: پراکنده نیوز, عبدالله قدسی, طنز, طنز سیاسی, وزارت تخریب
[ سه شنبه دوازدهم مهر 1390 ] [ ] [ هرمزگانی - رودانی ]

نشستن بهلول در مسند هارون:

روزی بهلول وارد قصر هارون شد و چون مسند خلافت را خالی و بلا مانع دید فورا" بدون ترس بالا رفت و بر جای هارون قرار گرفت.چون غلامان خاص دربار آن حال را مشاهده کردند فورا" بهلول را با ضرب تازیانه از مسند پایین آوردند. بهلول به گریه افتاد و در همین حال هارون سر رسید و دید بهلول گریه می کند از پاسبانان سبب گریه بهلول را سوال نمود . غلامان واقعه را به عرض هارون رساندند هارون آن ها را ملامت نمود و بهلول را دلداری داد و نوازش نمود. بهلول گفت من بر حال تو گریه می نمایم نه بر حال خود ، به جهت آن که من به اندازه چند ثانیه بر جای تو نشستم این قدر صدمه و اذیت و آزار کشیدم و تو در مدت عمر که در بالای این مسند نشسته ، آیا تو را چقدر آزار و اذیت می دهند و تو از عاقبت امر خود نمی اندیشی؟

 


موضوعات مرتبط: داستان کوتاه، مطلب طنز
برچسب‌ها: داستان بهلول, بهلول, درس عبرت, داستان زیبا
[ پنجشنبه سی و یکم شهریور 1390 ] [ ] [ هرمزگانی - رودانی ]

پند دادن بهلول هارون را:

روزی بهلول بر هارون وارد شد. هارون گفت ای بهلول مرا پندی ده . بهلول گفت اگر در بیابانی تشنگی بر تو غلبه نماید و غریب به موت شوی آیا چه می دهی تا تو را جرئه ای آب دهند که عطش خود را فرو نشانی ؟ گفت صد دینار طلا. بهلول گفت اگر صاحب آن به پول رضایت ندهد، چه می دهی؟ گفت نصف پادشاهی خود را می دهم. بهلول گفت ، پس از آن که آشامیدی ، اگر به مرض حیس الیوم مبتلا گردی و رفع آن نتوانی باز چه می دهی تا کسی علاج آن بلیه بنماید؟ هارون گفت نصف دیگر پادشاهی خود را . بهلول گفت پس مغرور به این پادشاهی مباش که قیمت آن یک جرعه آب بیش نیست آیا سزاوار نیست که به خلق خدای عزوجل نیکویی کنی؟


موضوعات مرتبط: داستان کوتاه، مطلب طنز
برچسب‌ها: داستان بهلول, بهلول, درس عبرت, داستان زیبا
[ پنجشنبه سی و یکم شهریور 1390 ] [ ] [ هرمزگانی - رودانی ]

جزوه ریاضی

دو مرد بعد سالها در اتوبوس یکدیگر را دیدند و مشغول صحبت شدند.
اولی گفت: یادته؟ سال آخر دبیرستان! چه کتکی از بابام خوردم؟!... چون از ریاضی تجدید آوردم، نمی دونم کدوم نامردی جزوه من رو کش رفت و باعث شد که ترک تحصیل کنم.
دیگری هم در حال خنده گفت: گذشته ها گذشته! ولی خودمونیم ها! عجب جزوه ای بود!


موضوعات مرتبط: داستان کوتاه، مطلب طنز
[ سه شنبه بیست و نهم شهریور 1390 ] [ ] [ هرمزگانی - رودانی ]

 

پراکنده نیوز گزارش میدهد: کشف یکی از عجایب هفتگانه در رودان (قسمت 2)

 

 در ادامه ی دلایل کارشناسان عزیز برای انتخاب خیابان شهید دستغیب (جاده ی پشته) به عنوان جایگزینی مناسب برای هر 10 تا عضو عجایب هفتگانه!، به چند نکته ی دیگر نیز اشاره می کنم.

 یکی از دلایل که از سال عمرش زیاد نیست اینه که اول و آخر این خیابان، تابلویی نصب شده که روی آن نوشته ی عجیب بلوار! شهید دستغیب جلب نظر می کند و با گذشت چند ماه از نصب این تابلوها، ظاهراً شهرداری و شورای شهر هیچ تصمیمی برای تصحیح و یا تعویض آنها ندارند.

حیف است این همه دلیل بیاوریم و نامی از نور اینجا برده نشود. نورپردازی های زیبای این خیابان که از این به بعد همان «جاده ی پشته» صدایش میزنیم، از مهمترین عوامل جذب گردشگر به خصوص از نوع تروریست!....

 

ادامه مطلب را مطالعه بفرمایید


موضوعات مرتبط: طنز (رودان)، پراکنده نیوز، مطالب خودم، فرهنگی - اجتماعی، مهم، خبر، مطلب طنز
برچسب‌ها: هرمزگان, رودان, طنز, مشکلات شهری, شهرداری رودان
ادامه مطلب
[ سه شنبه بیست و نهم شهریور 1390 ] [ ] [ هرمزگانی - رودانی ]

حمام رفتن بهلول و هارون :

روزی خلیفه هارون الرشید به اتفاق بهلول به حمام رفت.
خلیفه از روی شوخی از بهلول سوال نمود: اگر من غلام بودم چند ارزش داشتم؟
بهلول جواب داد: پنجاه دینار.
خلیفه غضبناک شده گفت: دیوانه تنها لنگی که به خود بسته ام پنجاه دینار ارزش دارد.
بهلول جواب داد: من هم فقط لنگ را قیمت کردم و الا خلیفه ارزشی ندارد.


موضوعات مرتبط: داستان کوتاه، مطلب طنز
برچسب‌ها: داستان بهلول, بهلول, درس عبرت, داستان زیبا
[ یکشنبه بیستم شهریور 1390 ] [ ] [ هرمزگانی - رودانی ]

 

اعترافات یک آدم موقع خواستگاری!

یه یارو میره خاستگاری بعد واسه اینکه صداقتش رو نشون بده شروع میکنه به اعتراف کردن در خاطرات زندگیش:

اعترافات رو در ادامه مطلب بخون.


موضوعات مرتبط: مطلب طنز
ادامه مطلب
[ یکشنبه ششم شهریور 1390 ] [ ] [ هرمزگانی - رودانی ]

به گزارش پراکنده نیوز؛ احتمالاً باور نمي­كنيد اگر بشنويد تعداد عجايب هفتگانه بيشتر شده و نام آن نيز به خاطر تغييرات مكرر به عجايب چندگانه بدل شده است و نكته­ي باور نكردني­تر اينكه بدانيد تعدادي از اين عجايب در رودان - بله همين رودان خودمان - وجود دارد.

ادامه مطلب را برای دیدن ادامه مطلب بخوانید...


موضوعات مرتبط: طنز (رودان)، طنز (هرمزگان)، پراکنده نیوز، مطالب خودم، فرهنگی - اجتماعی، مهم، خبر، مطلب طنز
برچسب‌ها: رودان, طنز, مشکلات شهری, شهرداری رودان, پشته معزآباد, جاده ی پشته, عجایب هفتگانه
ادامه مطلب
[ شنبه بیست و هشتم خرداد 1390 ] [ ] [ هرمزگانی - رودانی ]

پراکنده نیوز گزارش میدهد: شاید از خواندن تیتر بالا تعجب کردن باشید اما به هیچ عنوان جای تعجب، نگرانی، بهت و حیرت و از این حرف ها زدگی نیست. این را هم بگویم این انتخاب کار من نیست و می توانید یقه سازمان ملل و ستاد انتخاب بهترین شهرداری جهان را بگیرید....

ادامه مطلب را بخوانید


موضوعات مرتبط: طنز (رودان)، طنز (هرمزگان)، پراکنده نیوز، مطالب خودم، فرهنگی - اجتماعی، مهم، خبر، مطلب طنز
برچسب‌ها: رودان, طنز, مشکلات شهری, شهرداری رودان, خیابان های رودان, شورای شهر رودان
ادامه مطلب
[ شنبه بیست و هشتم خرداد 1390 ] [ ] [ هرمزگانی - رودانی ]
.: Weblog Themes By WeblogSkin :.
درباره وبلاگ

بسم الله الرحمن الرحیم
اللهم صل علی محمد و آل محمد
اللهم عجل لولیک الفرج


عبدالله قدسی
متولد شده در یکی از روزهایِ سال
آن هم سال ها پیش در بهشت جنوب (رودان)

علاقه مند به خیلی چیزها اما اول از همه خداوند یکتا، دین مبین اسلام و کشورم ایران.
فعال در حوزه ی ورزش، فرهنگ و رسانه.

میخواهم این نوشته ها بخصوص آنها که رنگ انتقاد و بوی طنز دارند، قدمی در راه تغییر مثبت در شهرستان و استان باشند.


--------------------------------------------
اينجا كه گرگ و ميش نيست
اما بيرون نيا
با اين گرد و خاك
[شايد]
كسي تو را اشتباه گرفت...
---- ---- ---- ---- ---- ---- ---- ---- ---- ----
امکانات وب